مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

1865

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

كنند كلمات را به تحسين و ترجيع ، حتّى اينكه به مقام صيحه شخص سامع هم مىرسد از كثرت خوبى صوت ، عيبى نداشته باشد . غرض ، حقير تا اين مقام حاضر نيستم در جواز . پس واضح شد كه مراد سيّد [ مؤلَّف مفتاح الكرامه ] كه مىفرمايد : « غير طرب بمعنى الخفّة » ايضاً مفهوم ذو تشكيك است . و آن طربى كه در مفهوم غناء مأخوذ است اصلًا خفّت او را نباشد . و از اين مقام بالاتر طرب به معنى خفّت است و آن مرتبه از طرب غير از اين مرتبه است ، مثل مفهوم سواد كه درجه سواد خفيف غير از مرتبهء سواد است و اين مطلب لازمه ندارد كه مفهوم سواد مشترك لفظى است . ايضاً فرض مىكنيم كه به عنوان شديد و خفيف نيز اثرى مترتّب بشود باز از قبيل مشكَّك است . و شيخ بعد از اين كلام فرمودند : مُضافاً إلى أنَّ ما ذُكِرَ في مَعنى التَّطْريبِ مِنَ الصِّحاحِ وَالمِصْباحِ انَّما هُوَ لِلْفِعْلِ القائم بِذِي الصَّوتِ لَا الإطْرابِ القائِم بالصَّوتِ و هُوَ المَاْخوذُ في تعريفِ الغِناءِ عِنْدَ الْمَشْهُورِ دُونَ فِعْلِ الشَّخْصِ . « 1 » كه در طرف اطراب شخص مطرب ايجاد اسباب طرب را در صوت قرار مىدهد و از تحسين و ترجيع و مدّ و غيره از مقامات موسيقى و اين از مقولهء كيف است و در تطريب احداث طرب است در مستمع و اين از مقولهء انفعال است و اگر چه ادلَّهء عنوان قائم است بذى الصّوت ليكن نظر به احداث اين وصف است ، در غير مثل فَرَّحَ زَيْد عمرواً و كَرَّمَ بكر خالِداً بالتّضعيف فيهما أي جعله مُفَرَّحاً و مُكَرَّماً . .

--> « 1 » المكاسب ، ج 1 ، ص 295